سلام و خوشآمد عرض میکنم به همهی شرکتکنندگان. در این جلسه میخواهیم دربارهی ماهیت تصمیمگیری صحبت کنیم؛ اینکه تصمیمگیری در واقع چیست، از کجا آغاز میشود و چه نسبتی با اختیار و تفکر دارد. بسیاری از صاحبنظران مدیریت معتقدند که «مدیریت یعنی تصمیمگیری». هر مدیری، هر انسانی، هر پدر یا مادری، هر مسئول یا دانشجویی در زندگی، در هر لحظه با انتخابهایی روبهروست؛ و همین توانِ انتخاب است که ماهیت انسان را میسازد. اگر اختیار از انسان گرفته شود، تصمیم معنا ندارد. تصمیم یعنی استفاده از قدرت اختیار، یعنی اندیشیدن، تردید کردن، سنجیدن، و سپس برگزیدن. در حقیقت، تصمیمگیری فرایندی درونی است که از «تصور» آغاز میشود؛ انسان ابتدا چیزی را در ذهن تصور میکند، سپس با تصدیق آن، یعنی باور و پذیرش، شوق پیدا میکند، از شوق به اراده میرسد، و از اراده به عمل. به تعبیر دقیقتر : تصور → تصدیق → شوق → اراده → فعل. اینجاست که عقل و اراده با هم گره میخورند. قرآن کریم زیربنای تصمیمگیری درست را بر سه ابزار الهی میداند: «سمع» یعنی شنیدن، «بصر» یعنی دیدن، و «فؤاد» یعنی فهم و درک عمیق. این سه قوه، اساس آگاهی و مقدمهی انتخاب درستاند. انسان از طریق گوش و چشم داده دریافت میکند و در فؤاد، آنها را میسنجد و پردازش میکند. اما نکتهی مهمتر این است که مبنای انتخاب باید حقیقت و علم باشد، نه گمان و حدس. قرآن صریح میفرماید: «إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا» یعنی اگر تصمیم بر پایهی ظن باشد، از حقیقت بهرهای نخواهد داشت. در نسبت میان انسان و خدا، انتخابِ موازی معنا ندارد. برای مؤمن، جوهر ایمان در تسلیم است؛ اما در نسبت با انسانها و مسائل اجتماعی، تعقل و اقناع جایگاه دارد. در زندگی روزمره نیز میدانهای تصمیمگیری فراوان است: انتخاب دوست، شغل، همسر، مسیر تحصیل یا زندگی. دقت در این انتخابهاست که سالها بعد کیفیت زندگی ما را رقم میزند. بنابراین نخستین گام در مهارت تصمیمگیری، تقویت فرقان است؛ یعنی قدرت تشخیص میان حق و باطل. نکته ای دیگر که در فرایند تصمیم گیری قابل ملاحظه است، توجه به مفهوم فرقان است. مفهومی که به معنای قدرت و توان تشخیص میان حق و باطل است. در پایان این جلسه تأکید میکنیم که تصمیمگیری، تجلی اختیار در پرتو علم است؛ و هرچه عمق علم و آگاهی بیشتر شود، کیفیت تصمیم بالاتر میرود.